كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

399

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

كَيْفَ چگونه باشيد بر عهد مشركان وَ إِنْ يَظْهَرُوا و حال آنست كه اگر ايشان ظفر يابند عَلَيْكُمْ بر شما لا يَرْقُبُوا فِيكُمْ نگاه ندارند در باب شما إِلًّا وَ لا ذِمَّةً حق قرابتى و نه وفا عهدى يُرْضُونَكُمْ خوشنود مىگردانند شما را بِأَفْواهِهِمْ به زبانهاى خويش يعنى وعده مىدهند بايمان و طاعت يا سخنان شيرين مىگويند وَ تَأْبى و سرباز مىزنند قُلُوبُهُمْ دلهاى ايشان از آنچه به زبان مىگويند يعنى دل ايشان با زبان يكى نيست بيت دل در خيال غدر و زبان در اداى شكر * اى من غلام آنكه دلش با زبان يكى است وَ أَكْثَرُهُمْ و بيشترى از ايشان فاسِقُونَ بيرونند از دائره فرمان يا سركش‌اند از قبول ايمان و اندكى از ايشان بسبب بدنامى از نقض عهد تحرز مىنمايند اشْتَرَوْا بدل كردند و برگزيدند بِآياتِ اللَّهِ به قرآن ثَمَناً قَلِيلًا چيزى را كه بهاى اندك دارد از متاع دنيا ابو سفيان بعضى از مشركان را تطميع حطام دنيا كرده براى قتال اهل ايمان جمع كرد ايشان تكذيب قرآن نموده و بطمع افتاده در صدد قتال مسلمانان آمدند فَصَدُّوا پس اعراض كردند عَنْ سَبِيلِهِ از طاعت خدا يا بازداشتند مردم را از راه حج خانهء خداى إِنَّهُمْ به درستى كه ايشان ساءَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ بدكارى است كه مىكنند قولى آنست كه مراد ازين قوم يهوداند كه عهد پيغمبر را شكسته و آيات توريت را به اندك چيزى فروخته مردم را از متابعت دين اسلام منع مىكردند لا يَرْقُبُونَ نگاه نمىدارند يهود يا ناقضان عهد فِي مُؤْمِنٍ در شان هيچ مؤمنى إِلًّا وَ لا ذِمَّةً قرابت يا سوگند و نه عهد وَ أُولئِكَ و آن گروه هُمُ الْمُعْتَدُونَ ايشانند از حد درگذرندگان در شرارت و طغيان فَإِنْ تابُوا پس اگر بازگردند از كفر وَ أَقامُوا الصَّلاةَ و به پا دارند نماز را وَ آتَوُا الزَّكاةَ و بدهند زكات را فَإِخْوانُكُمْ پس ايشان برادران شمااند فِي الدِّينِ در دين اسلام ايشان راست آنچه شما را بود و بر ايشان است آنچه بر شما باشد وَ نُفَصِّلُ الْآياتِ و بيان مىكنيم آيتها را لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ براى گروهى كه فهم كنند و در ان تفكّر نمايند وَ إِنْ نَكَثُوا و اگر بشكنند مشركان أَيْمانَهُمْ سوگند و پيمانهاى خود را مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ پس از آنكه عهد كنند با شما وَ طَعَنُوا و طعنه كنند فِي دِينِكُمْ در دين شما و عيب جويند در احكام اسلام فَقاتِلُوا پس بكشيد أَئِمَّةَ الْكُفْرِ پيشوايان كفر و سرداران اهل شرك را إِنَّهُمْ لا أَيْمانَ لَهُمْ به درستى كه ايشان را عهد و پيمان نيست در حقيقت اگر ايمان ايشان در شب بودى شكست بدان راه نيافتى پس مقاتله كنيد به ايشان لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ شايد كه ايشان بازايستند از شرك يا طعن در دين .